تبليغاتX
 نصف جهان
 

خوش‌چهره درپاسخ به احمدي نژاد: این‌گونه سخن گفتن شاید برای عوام خوب باشد

خوش‌چهره گفت: «اینکه صرفاً گفته شود وضعیت نسبت به قبل بهتر شده‌است صحیح نیست و اگر معیار و شاخص‌ نباشد این گفته کلی‌گویی است. و اگر ما می‌گوییم وضع معیشتی مردم بهتر شده باید با استدلال و ارائه شاخص‌ها آن‌را اثبات کنیم».

محمد ‌خوش‌چهره نماینده تهران در خانه ملت در گفتگو با خبرنگار پارلمانی آفتاب در مورد سخنان رئیس‌جمهور درباره معیشت مطلوب مردم گفت: «قطعاً‌ اظهاراتی را مقامات رسمی می‌کنند یا مبتنی بر نوع تقاضایی است که آنها از آمارها دارند و می‌خواهند آمارهای خوش‌بینانه دهند یا در عین‌حال با نوع پردازش‌هایی که می‌شود اطلاعات از واقعیت‌های جامعه فاصله می‌گیرد».

وی افزود: «برجسته‌ترین هدف برای یک دولت این است که سطح رفاه مردم را ارتقا دهد تا آسایش و آرامش مردم بیشتر شود».

عضو کمیسیون اقتصادی اظهار داشت: «یکی از برجسته‌ترین شاخص‌ها در توزیع درآمد، ضریب جینی است که نوع توزیع درآمد در جامعه را نشان می‌دهد».

وی ادامه داد: «بسیاری از آمارهای موسسات تحقیقاتی و رسمی راجع به خط فقر و توزیع درآمد نشان می‌دهد که شکاف درآمدی علارغم تمامی تلاش‌ها گسترش یافته‌است. متعاقباً فشاری که روی سبد هزینه خانوار کم‌درآمد و میانی آمده‌است مثل افزایش 100 درصدی مسکن و اجاره آن، تورم بالای 30 درصدی در اقلام غذایی نشان‌دهنده فشار هزینه‌ای است که حتی برخی تزریق‌های نقدینگی نیز نتوانست بهبودی در این وضعیت ایجاد کند».

خوش‌چهره تصریح کرد: «شاخص‌های موجود مبین این است که سطح زندگی از لحاظ ارتقا در بهترین وضعیت می‌تواند حفظ وضع موجود باشد».

وی افزود: «اینکه صرفاً گفته شود وضعیت نسبت به قبل بهتر شده است صحیح نیست و اگر معیار و شاخص‌ نباشد این گفته کلی‌گویی است. و اگر ما می‌گوییم وضع معیشتی مردم بهتر شده باید با استدلال و ارائه شاخص‌ها آن‌را اثبات کنیم».

خوش‌چهره خاطرنشان کرد: «اکنون شاخص‌های ما نشان می‌دهد که توزیع درآمد مبین بالا رفتن ضریب جینی است که مفهوم نابرابری در جامعه را نشان می‌دهد».

وی اضافه کرد: «اکنون پدیده‌ای به نام شاغلین فقیر روبه گسترش است و مفهوم آن کسانی هستند که با 8 ساعت کار نمی‌توانند خودشان را اداره کنند و به سمت اضافه‌کاری و شغل دوم می‌روند اکنون این پدیده در جامعه ما رو به گسترش است این هم دلیلی است که افزایش شاغلین فقیر نشان می‌دهد که ارتقای رفاهی در جامعه وجود ندارد».

نماینده تهران در پایان گفت: «رسانه‌ها باید از احمدی‌نژاد استناداتش را درباره بهبود سطح زندگی مردم بخواهند. اگر ما شاخصی نگوییم هر فردی خودش را قهرمان نشان می‌دهد. این امر شاید برای عوام خوب باشد اما بالاخره برای کارشناسان قطعاً صرف اظهارنظر کافی نیست».


 

نوشته شده توسط مهرداد آذر تاش در 87/02/26 ساعت 23:5 موضوع | لینک ثابت


مقاومت دولت در برابر افزايش حقوق كارمندان

 با ابطال مصوبه دولت براي افزايش پلكاني معكوس حقوق كاركنان و بازنشستگان توسط ديوان عدالت اداري، دولت مكلف است حقوق كارمندان و بازنشستگان را براساس نرخ تورم افزايش دهد.
ضمن اينكه دولت بايد مطالبات سال گذشته مربوط به عدم رعايت افزايش حقوق براساس نرخ تورم را به كارمندان پرداخت كند.موسي‌الرضا ثروتي، عضو كميسيون اجتماعي مجلس شوراي اسلامي گفت: «دولت دو سال است از اجراي قانون مديريت خدمات كشوري شانه خالي مي‌كند و سعي دارد مصوبه خود را به اجرا گذارد. در حالي كه ديوان عدالت اداري هم دولت را ملزم به اجراي قوانين مجلس كرده است». وي ادامه داد: «دولت علاقه دارد هرچه مورد نظرش است در مجلس به قانون تبديل شود در حالي طبق فرمايش امام راحل و همچنين رهبر معظم انقلاب تمام قوا بايد تابع تصميمات نمايندگان مردم در مجلس باشند و دولت هم بايد از قوانين مجلس تمكين كند. اما متاسفانه دولت پس از راي ديوان عدالت اداري هم بر بي‌قانوني پافشاري دارد و در اين راه رياست مجلس جناب آقاي حدادعادل هم به نام مدارا با دولت، دولت را عدم اجراي قانون ياري مي‌كند».


 

نوشته شده توسط مهرداد آذر تاش در 87/02/25 ساعت 7:48 موضوع | لینک ثابت


780 هزار تومان، خط فقر در تهران

به نوشته اعتماد ملي، كارشناسان معتقدند كه با توجه به رشد 18 درصدي سالا‌نه فقر در كشورخط فقر شديد استان تهران، براي يك خانوار 5 نفره تنها در سال گذشته، 650 هزار تومان بوده است. ‌آنچنان كه حسين راغفر تدوينگر نقشه جغرافيايي فقر كشور، كه خط فقر مطلق (شديد) سال 86 كشوري را برحسب توزيع درآمد و مصرف خانوار، 400 هزار تومان اعلا‌م كرد با برآورد اوليه نتايج اين بررسي‌ها گفت: خط فقر مطلق (شديد) كشوري در سال 83 را 238 هزار تومان، 84، 276 هزار تومان، 85، 325 هزار تومان و در سال 86 نيز 400 هزار تومان برشمرد و با اعلا‌م اينكه خط فقر مطلق شهر تهران هم، در سال 86، حداقل 770 تا 780 هزار تومان بوده است، گفت: خط فقر مطلق استان تهران نيز در سال 83، 400 هزار تومان، 84، 480 هزار تومان، 85، 560 هزار تومان و سال 86، 650 هزار تومان است و اين ارقام بيانگر رشد سالا‌نه 18 درصدي خط فقر در كشور است.
او بر پايه بررسي‌هاي مستند خود، درحالي افزايش شديد قيمت زمين و مسكن را از مهمترين دلا‌يل رشد فقر در جامعه برشمرد كه زمين و مسكن از سوي بانك مركزي در كالا‌ي سبد مصرفي خانوارهاي ايراني در نرخ تورم محاسبه نمي‌شود.
او بر پايه بررسي‌هاي مستند خود، درحالي افزايش شديد قيمت زمين و مسكن را از مهمترين دلا‌يل رشد فقر در جامعه برشمرد كه زمين و مسكن از سوي بانك مركزي در كالا‌ي سبد مصرفي خانوارهاي ايراني در نرخ تورم محاسبه نمي‌شود.
راغفر در ادامه با اشاره به ميزان افزايش درصد جمعيت زير خط فقر مطلق در سال‌هاي گذشته گفت: در سال 83، 4/29 درصد، سال 84، 9/31 درصد، سال 85، 6/33 درصد و سال 86، حداقل 35 درصد جمعيت كشور در زير خط فقر مطلق به سر مي‌بردند. در اندازه‌گيري خط فقر مطلق سال 83 كشور، حداقل كالري مورد نياز يك فرد بزرگسال 2 هزار و 400 كيلو كالري محاسبه شد، اما به دليل آنكه اين ميانگين در سطح دنيا دو هزار كيلوكالري است، رقم محاسبه شده كشوري نيز تقليل يافت و بدين ترتيب جمعيت كمتري در زير خط فقر قرار گرفتند


 

نوشته شده توسط مهرداد آذر تاش در 87/02/25 ساعت 7:46 موضوع | لینک ثابت


تجمع فرهنگیان خمینی شهر

 

فرهنگیان شهرستان خمینی شهر در روز دوشنبه 16/2/87 در اداره

آموزش و پرورش جمع نموده و نسبت به وضعیت دشوار موجود اعتراض

کردند. معلمان که حدود 100 نفر بودند و اعضای صدمه دیده صنف

را نیز در بین خود داشتند ضمن خواستار شدن اجرای لایحه هماهنگ

 پرداخت حقوق کلیه کارکنان دولت ،به احکام صادره جهت

 همکارانشان اعتراض نموده و خواستار لغو هر چه سریعتر آنها شدند.

همچنین در این مراسم و در برنامه های جداگانه ای که توسط

همکاران آموزشگاههای سطح شهردر طول هفته معلم برگزار شد

هدایایی به رسم تشکر از زحمات بی دریغ آقای ابطحی

 ( یکی از پیشروان جنبش معلمان ) و دیگر اعضای صنف

فرهنگیان خمینی شهر اهدا شد.


 

نوشته شده توسط مهرداد آذر تاش در 87/02/18 ساعت 8:25 موضوع | لینک ثابت


این تصمیم در روز پنج شنبه و در پی حمایت معلمان خمینی شهر از رییس صنف آقای ابطحی گرفته شد:

 

      تجمع اعتراض آمیز معلمان خمینی شهر

 

                                 و

 

    اعلام حمایت از اعضاء آسیب دیده صنف فرهنگیان

 

                       دوشنبه ۱۶/۲/۱۳۸۷

 

ساعت ۳ بعد از ظهر اداره آموزش و پرورش خمینی شهر


 

نوشته شده توسط مهرداد آذر تاش در 87/02/16 ساعت 23:25 موضوع | لینک ثابت


روز معلم؛ روزاعتراض

روز معلم در مناطق کردنشين
سامناک آقايي

روز معلم در چندين شهر کردنشين به طور همزمان و با برگزاري چندين تجمع آرام اعتراضي برگزار شد. ‏در اين تجمعات که تحت تدابير شديد امنيتي برگزار شد، شرکت کنندگان با انتشار بيانيه ها و قطع نامه هاي ‏مختلف، خواستار لغو حکم اعدام سه معلم کرد و همچنين تکذيب خبر لغو پروانه انجمن هاي صنفي معلمين از ‏سوي نهادها و مقامات دولتي شدند. ‏

‏ به همين مناسبت سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان نيز، با انتشار بيانيه اي به امضاي دويست پنجاه فعال ‏مطبوعاتي، صنفي، زنان، دانشجويي و ساير فعالين حوزه هاي مختلف خواستار لغو حکم اعدام فرزاد کمانگر، ‏فاروق وکيلي و علي حيدريان شد.‏

‏ معلمان درشهرهاي سنندج، مريوان و سقز، طبق فراخواني از قبل اعلام شده و بدون توجه به حضور ‏نيروهاي امنيتي و اطلاعاتي و تهديدات قبلي، همزمان در مقابل وزارت آموزش و پرورش شهرهاي خود ‏تجمع کردند وضمن بزرگداشت روز معلم، نکات مختلفي، در خصوص وضعيت فعلي معلمان را به مسئولين ‏مربوطه گوشزد کردند. شرکت کنندگان در اين تجمعات هم در بيانيه هاي پاياني خود خواستار لغو حکم اعدام ‏هر سه معلم محکوم به اعدام شدند. معلمان معترض همچنين خواستار برابري حقوق معلمان زن و مرد شدند.‏

طبق گزارشات منتشره از مراسم روز معلم در سنندج که در محوطه آموزش و پرورش برگزار شد، امسال ‏نيز مانند چند سال اخير قطع نامه اي با يازده بند منتشر شد. معلمان سنندجي در ابتداي قطع نامه خود با ‏بررسي برخوردهاي غيرمنصفانه اي که با معلمان در دو سال گذشته انجام شده، سال 86 را يکي تيره ترين ‏سالهائي دانسته اند که جامعه فرهنگي در سراسر کشور تجربه کرده است.‏

معلمان معترض سنندجي در ادامه برخوردهاي صورت گرفته از سوي مراجع امنيتي و قضائي با خود را ‏چنين توصيف کرده اند:‏‎ ‎‏"بعد از تجمعات با شکوه معلمان در اسفند ماه 85 که با دستگيري تعداد زيادي از ‏فعالان صنفي و ضرب و شتم شمار زيادي از فرهنگيان شريف پايان يافت، به دليل سانسور شديدي که بر ‏رسانه ها حاکم شد چنين به نظر رسيد که تشکل هاي صنفي سکوت پيشه کرده اند و يا از وحشت در لاک ‏خويش فرو رفته اند و يا همکاران خود را فراموش کرده اند حال آنکه فعالان صنفي با علم به عواقب و هزينه ‏هاي فعاليت در چنين شرايطي بيکار ننشسته و نداي حق طلبي معلمان را با شرکت در پنجمين کنگره جهاني ‏اتحاديه معلمان سراسر جهان در برلين به گوش جهانيان رساندند و هزينه آن را نيز با دريافت احکام تبعيد، ‏انفصال از خدمت و بازنشستگي اجباري پرداخت کردند."‏

معلمان سنندجي در بخش ديگري از همين قطعنامه، در خصوص مصوبه مجلس در مورد لايحه مديريت ‏کشوري، خطاب به همکاران خود گفته اند:‏‎ ‎‏"مصوبه مجلس در مورد لايحه مديريت خدمات کشوري که در ‏واقع حداقل ماليات فرهنگيان هم نبود پس از تصويب و ابلاغ به دولت، انتظار اين بود که با توجه به قيمت ‏نفت بيشتر از 100 دلار، اين لايحه در سريعترين زمان ممکن اجرا شود اما دولت نه تنها اين مصوبه را اجرا ‏نکرد بلکه با موکول کردن آن به آينده بي توجهي خود را به خواسته هاي به حق فرهنگيان و نمايندگان مجلس ‏که عصاره اراده ملت هستند نشان داد و اين قشر فرهيخته و زحمتکش را عملاً در مواجهه با گراني و تورم ‏کمرشکن بالاي 30 درصد تنها گذاشت."‏

معلمان در ادامه با تاکيد براينکه از نظر آنها تمام قطع نامه هائي که قبلا در دفاع از خود صادر کرده اند لازم ‏الاجرا هستند، مهم ترين خواسته هاي خود در سال جاري را در يازده بند به شکل زير مطرح کرده اند:‏

‏1- ما فرهنگيان استان کردستان همبستگي کامل خود را با تمامي فرهنگيان سراسر کشور اعلام داشته و خود ‏را ملزم به پشتيباني از بيانيه هاي سراسري شوراي هماهنگي مي دانيم. ‏

‏2- ما هرگونه تبعيض و نابرابري را محکوم نموده و خواهان رفع کامل تبعيض و اجراي عدالت اجتماعي به ‏معني واقعي در آموزش و پرورش مي باشيم.‏

‏3- ما خواستار تغييرات اساسي در نظام آموزشي، ارتقاء کيفيت فضاهاي آموزشي، افزايش سرانه آموزش، ‏تجهيز مدارس به تکنولوژي آموزش روز، نهادينه کردن نظام مديريت انتخابي و توسعه آزادي بيان در ‏آموزش و پرورش هستيم.‏

‏4- امنيت شغلي، از اساسي ترين حقوق انسانهاست لذا به کارگيري افراد به صورت پيماني، قراردادي، پاره ‏وقت، شرکتي و حق التدريسي را محکوم مي نماييم.‏

‏5- ما نگراني عميق خود را از صدور حکم اعدام براي همکار عزيزمان آقاي فرزاد کمانگر عضو هيات ‏مديره انجمن صنفي معلمان استان کردستان شاخه کامياران ابراز داشته و با محکوم کردن صدور حکم اعدام ‏براي وي خواهان لغو اين حکم ناعادلانه هستيم.‏

‏6- ما خواهان لغو احکام صادره براي تمامي فعالين صنفي سراسر کشور به ويژه آقايان پيمان نودينيان و ‏اسکندر لطفي هستيم.‏

‏7- ما خواهان اجراي لايحه مديريت خدمات کشوري به صورت کامل از تاريخ 1/1/86 مي باشيم.‏

‏8- انعکاس رسانه اي اعتراضات و خواسته هاي فرهنگيان از حقوق مسلم ماست، لذا ما خواهان رفع توقيف ‏از تنها رسانه فرهنگيان يعني قلم معلم هستيم و در غير اينصورت حق انجام مصاحبه با رسانه هاي ديگر را ‏براي فعالان صنفي محفوظ مي داريم.‏

‏9- ما خواهان رفع هرگونه محدوديت از فعاليت تشکل هاي صنفي فرهنگيان با استناد به اصل 26 قانون ‏اساسي هستيم.‏

‏10- ما تبديل پاداش پايان خدمت فرهنگيان به سهام عدالت شرکتهاي ورشكسته دولتي را ضربه جبران ‏ناپذيري به بنيه اقتصادي عزيزان بازنشسته دانسته و آنرا شديداً محکوم مي نماييم.‏

‏11- روز جهاني کارگر را به کارگران تبريک گفته و از همه فعاليتهاي صنفي کارگران، دانشجويان، ‏روزنامه نگاران و ساير اقشار جامعه حمايت مي نماييم.‏

‎در مريوان‎

اما در مريوان معلمان اجازه نيافتند روز خود را در محوطه آموزش و پرورش برگزار کنند، به همين علت ‏تجمع آنان در مقابل آموزش و پرورش امابدون هيچ تنش و برخوردي برگزار شد. در پايان اين تجمع نيز ‏بيانيه اي منتشر شد که در آن با هرگونه برخورد امنيتي و قضائي و اخراج معلمان حق الزحمه و تبعيد ‏اجباري معلمان مخالفت شده است. در اين بيانيه همچنين از مسئولان مربوطه خواسته شده به وضعيت بد ‏معيشتي معلمان توجه کنند.‏

معلمان مريواني نيز به نوبه خود از مسئولان قضائي و امنيتي استان کردستان خواسته اند که هر چه سريع تر ‏تمامي احکام صادره براي معلمان وفعالان مدني راکه در زندان و يا تبعيد بسر مي برند، بي قيد و شرط لغو ‏کنند. نکته جالب توجه دراين بيانيه اين است که معلمان مريواني هم خواستار برابري حقوق ماهيانه معلمان زن ‏با معلمان مرد شده اند.‏

همزمان با برگزاري مراسم روز معلم در سنندج و مريوان، بيش از 500 تن از معلمان سقز نيز به دنبال ‏فراخوان انجمن صنفي معلمان اين شهر، مراسم ويژه خود را در محاصر کامل نيروهاي امنيتي و اطلاعاتي ‏برگزار کردند.‏


در اين مراسم سه ساعته ابتدا چند تن از اعضاي انجمن صنفي معلمان به ايراد سخنراني پرداختند و سپس با ‏قرائت بيانيه اي مطالبات خود را به اين شکل اعلام کردند: اعتراض به وضعيت آموزش ناصحيح ونا کامل ‏بودن نظام اموزشي، اعتراض به زير پا گذاشته شدن حرمت انساني در آموزش و پرورش، اعتراض به ‏وضعيت نا مناسب مدارس وکلاسهاي درسي، اعتراض به وضعيت نا مناسب کتابهاي درسي با توجه به قوميت ‏هاي ايراني - اعتراض به وضعيت نا مناسب معيشتي معلمان، چند شغله بودن ونداشتن امنيت کاري، ‏برخوردهاي قهرآميز چون تبعيد، اعدام، زندان، شکنجه وتهديد.‏

در اين گردهمايي همچنين نامه "بابا آب داد" فرزاد کمانگر به دانش آموزانش قرائت شد و معلمان ضمن اعلام ‏حمايت از فرزاد کمانگر، خواستارلغو حکم اعدام وآزادي بي قيد شرط وي در اسراع وقت وحمايت از تبعيد ‏شدگان استان کردستان وتمام ايران وبرگشت آنان به محل کار قبلي بدون تعقيب و تهديد نيروهاي امنيتي، ‏اعلام پابر جايي انجمن صنفي معلمان ايران و اعلام لغونشدن پروانه فعاليت وتکذيب آن از طرف هر ارگان ‏وشخصي شدند. ‏

اين مراسم هم به رغم تمامي تدابير شديد امنيتي بدون هيچ گونه تنش و درگيري بين شرکت کنندگان و ‏مامورين پايان يافت.‏

در همين روز در شهرهاي ديگر کردنشين از جمله کامياران، سردشت و مهاباد که امکان برگزاري مراسم ‏روز معلم به دلايل امنيتي وجود نداشت، فعالان انجمن هاي صنفي معلمين به همراه ساير فعالين حوزه هاي ‏مدني با پخش هزاران تراکت، اعتراض به حکم اعدام سه معلم کرد را به گوش مردمان رساندند.


 

نوشته شده توسط مهرداد آذر تاش در 87/02/15 ساعت 23:9 موضوع | لینک ثابت


گزارشاتي از تجمعات فرهنگيان استان کردستان در روزگذشته

                                                

                                          به نام آزادی

تجمعات استان کردستان به دليل حساسيت منطقه و شرايط حاکم بر آن که بر مسائل صنفي و فرهنگي استان نيز سايه افکنده است در سايه تهديدات امنيتي برگزار گرديد .
عليرغم اينکه انجمن صنفي فرهنگيان در کل کشور برنامه اي را اعلام ننموده بود اما در استان کردستان در تداوم خواستهاي صنفي ، اعتراض به برخورد با معلمان بالاخص موضوع آقاي کمانگر و بي توجه به تهديدات صورت گرفته تجمعاتي برگزار گرديد
از جمله اين تجمعات ، تجمع فرهنگيان سنندج در محوطه آموزش و پرورش سنندج بود :
گزارشات رسيده از تلاش دستگاه امنيتي براي جلوگيري از اين تجمعات حکايت داشت ، بطوريکه آقايان زندي نيا و زمان از فعالان فرهنگي استان به فرمانداري سنندج جهت اعمال فشار احضار گشته بودند .
سر انجام اين تجمع با جمعيتي بالغ بر 700 نفر در ساعت 9 صبح در محل مذکور آغاز گرديد در اين تجمع معلمان بازنشته شده اخير با حضور پررنگ خود در تجمع و سر دادن شعار "پاداش پايان خدمت حق مسلم ما است" اعتراض خود را به عدم پرداخت حقوق معوقه خود اعلام نمودند .
همچنين معلمان خواستار برچيده شدن سهام عدالت که به نفع کارخانجات ورشکسته ميباشد شدند و با اعلام درخواست آزادي فرزاد کمانگر و رفع شکنجه از وي تجع را جلوه اي ديگر بخشيدند . متحصنين موارد مذکور را در قالب بيانيه در ساعت11و30 عنوان و سپس تجمع را پايان بخشيدند .
سقز
از سقز نيز گزارشها حاکي از آن است که امروز صبح طبق فراخوان روز گذشته انجمن صنفي معلمان سقز ساعات 9 صبح حدود 500 نفر از معلمان شهرستان سقز در حياط اموزش پرورش گرد هم آمدند وياد اين روز را گرامي داشتند ، در زمان برگزاري اين تجمع ساختمان اموزش پرورش که با فاصله 20 متري از اداره اطلاعات سقز ميباشد به محاصره نيروهاي امنيتي وانتظامي در آمده بود.
در اين تجمع تني از فعالان فرهنگي اقدام به سخنراني نمودند وسرودي انقلابي " معلم دلسوزم " از طرف يکي از معلمان قرائت شد که با تشويق حاضرين روبه رو گرديد.
برنامه ها و خواسته هاي معلمان در اين تجمع به شرح ذيل بود :
1-اعتراض به وضعيت آموزش ناصحيح ونا کامل بودن نظام اموزشي
2-اعتراض به زير پا گذاشته شدن حرمت انساني در آموزش و پرورش
3-اعتراض به وضعيت نا مناسب مدارس وکلاسهاي درسي
4-اعتراض به وضعيت نا مناسب کتابهاي درسي با توجه به قوميت هاي ايراني
5-اعتراض به وضعيت نا مناسب معيشتي معلمان ، چند شغله بودن ونداشتن امنيت کاري ، برخوردهاي قهرآميز چون تبعيد ،اعدام ،زندان ، شکنجه وتهديد .
6-قرائت نامه "بابا آب داد " فرزاد کمانگر به دانش آموزانش
7-اعلام حمايت از فرزاد کمانگر و درخواست لغو حکم نا عادلانه اعدام وآزادي بي قيد شرط وي در اسراع وقت وحمايت از تبعيد شدگان استان کردستان وتمام ايران وبرگشت آنان به محل کار قبلي بدون تعقيب و تهديد نيروهاي امنيتي .
8-اعلام پابر جايي انجمن صنفي معلمان ايران و بيان لغونشدن پروانه فعاليت وتکذيب ان از طرف هر ارگان وشخصي .
اين تجمع نيز در ساعت 12 ظهر به پايان رسيد هر چند شايان ذکر است از روز چهارشنبه فضاي شهر نظامي بوده وهر ده قدم ماموران لباس شخصي ويگان ويژه مستقر بودند ،از هر گونه تجمع بيشتر از سه نفر جلوگيري به عمل مي آمد وکليه پلا کارد هاي مناسبت روز کارگرکه با رنگ قرمز نصب شده بودند برداشته شد وفعالان کار گري تهديد شده بودند که حق تجمع ندارند هر چند در ساعات پاياني روز کارگران اقدام به تجمع در ميدان هه لو سقز با خانواده هاي خود نمودند که با واکنش و برخورد نيروهاي امنيتي و انتظامي ناچار به متفرق شدن گرديدند


 

نوشته شده توسط مهرداد آذر تاش در 87/02/13 ساعت 23:18 موضوع | لینک ثابت


معلماني که شش ماه حقوق نگرفته اند

فراخوان تجمع اعتراضي فرهنگيان

roozemoalemm.jpg

سياوش فرهنگي

هفته معلم، در شرايطي فرا رسيده است كه به نوشته خبرگزاري مهر، «ارديبهشت هر سال كه فرا مي رسد، ‏مديران مدرسه به كما مي روند و تا زماني كه دوازدهمين روز اين ماه سپري نشود، از اين وضعيت خارج نمي ‏شوند، چون نمي خواهند شرمنده معلمان زحمتكش شوند.»‏

البته در توضيح بهتر اين موضوع مي توان به گفته فعالان حقوق معلمان اشاره كرد كه خواسته هاي صنفي يك ‏ميليون و دويست هزار معلم، از جمله اجراي نظام پرداخت هماهنگ و پرداخت مطالبات معوقه آنان، به رغم ‏وعده هاي مسئولان تحقق پيدا نكرده است.‏

يكي از اين مسئولان،‌ عليرضا علي احمدي، وزير آموزش و پرورش،‌ است كه در چند مصاحبه گوناگون از چند ‏هفته قبل از سال نو شمسي تاكنون،‌ گفت كه مطالبات معوقه معلمان پرداخت شده است و يا مي شود. با اين همه، ‏گزارش ها حاكيست كه در برخي از استان ها، اين مطالبات پرداخت نشده اند و در برخي ديگر، بخشي از آنها ‏پرداخت شده است.‏

اين درحاليست كه بر اساس اطلاعيه كانون صنفي معلمان ايران در روز 27 فروردين، حقوق ناچيز فرهنگيان،‌ ‏حتي نيمي از اجاره مسكن آنها را پوشش نمي دهد و معلمان با مشغول شدن به كارهاي دوم و سوم و بعضا ‏تحقيرآميز،‌ كارآمدي خود را دست مي دهند.‏

‎اعتصاب و تجمع‎

بدقولي مسئولان دولت محمود احمدي نژاد در انجام مطالبات صنفي معلمان كه خواستار برخورداري از زندگي ‏شايسته در جامعه هستند، اعتراض آنان را به دنبال داشته است. اين اعتراض به شكل اعتصاب در دبيرستان ها و ‏مدارس راهنمايي برخي از مناطق اطراف تهران و همچنين شمال شرقي و جنوب غربي ايران بروز كرده است.‏
سايت معلمان، ‌متعلق به كانون صنفي معلمان ايران، در همين زمينه خبر داده است كه از ابتداي ارديبهشت ماه،‌ ‏اعتصاباتي در اسلام شهر، رباط كريم، ‌قلعه حسن خان(شهرك قدس) و بوشهر به وقوع پيوسته اند و معلمان سر ‏كلاس هاي درس نرفته اند. اين گزارش حكايت از آن دارد كه اعتصاب معلمان در قلعه حسن خان،‌ حداقل به مدت ‏يك هفته ادامه داشته است.‏

اين اعتراض ها تنها به معلمان محدود نشده است. در اين مورد مي توان تجمع حدود 300 تن از فرهنگيان ‏بازنشسته در مقابل سازمان آموزش و پرورش استان كرمانشاه را مثال آورد كه براي سومين مرتبه در طول دو ‏هفته اقدام به اين گردهمايي كردند. ‏

تجمع كنندگان خواستار پرداخت پاداش پايان خدمت خود بودند و با انجام آن از طريق دادن سهام عدالت مخالفت ‏ورزيدند.‏

در جريان اين اعتصاب ها و تجمع، مسئولان به ناراضيان قول دادند كه خواسته هاي صنفي شان برآورده خواهد ‏شد. اما موضوع جالب توجه در اين رويدادها،‌سخنراني حسين علي، رييس آموزش و پرورش اسلام شهر براي ‏معلمان اعتصابي بود كه در روز سوم ارديبهشت انجام شد.‏

وي گفت كه 100 ميليون تومان را با چك شخصي خود براي مصارف آموزش و پرورش اين منطقه قرض كرده ‏است. حسين علي افزود كه سازمان وي حدود 650 ميليون تومان به كسبه و معلمان بدهكار است.‏

‎سي راهكار وزير‎

عليرضا علي احمدي،‌ وزير آموزش و پرورش، در مصاحبه اي مطبوعاتي در روز نهم ارديبهشت از ارائه 30 ‏راهكار براي ارتقاي منزلت و كمك به معيشت فرهنگيان خبر داد و ابراز اميدواري كرد كه با ابلاغ اين راهكارها، ‏فصل نويني در ارتقاء منزلت و كمك به معيشت فرهنگيان آغاز شود.‏

او تهيه منشور حقوق، اختيار و وظايف معلمان در نظام معلمي را يكي از اين راهكارها خواند و افزود: «بهبود ‏ضوابط گزينش معلمان و متمايز كردن آن از كارمندان، ايجاد شوراي حل اختلاف فرهنگيان با اداره خود ‏آنها،‌افزايش ميزان سهام عدالت براي هر نفر يك ميليون تومان يا هر خانواده پنج ميليون تومان، از جمله ‏راهكارهاي ديگر است.»‏

ايجاد تسهيلات در زمينه خودروي اقساطي،‌ تعويض خودروهاي فرسوده و دوگانه سوز كردن درصدي از ‏خودروي فرهنگيان نيز از جمله راهكارهاي آقاي علي احمدي توصيف شده اند.‏

‎تعامل يا احضار؟‎

چند روز پس از احضار برخي از فعالان حقوق معلمان به وزارت اطلاعات و ادامه برخورد اداري و قضايي با ‏معلمان شرمت كننده در اعتراض هاي صنفي اسفند 1385،‌ مانند تجمع در مقابل ساختمان مجلس شوراي اسلامي،‌ ‏و همچنين بهار 1386، وزير آموزش و پرورش عنوان كرد كه مديران آن وزارت خانه تعامل خوبي با تشكل هاي ‏صنفي معلمان دارند كه البته به گفته او،‌ برخي از آنها داراي مشكلات قانوني هستند.‏

اين سخنان پس از آن ابراز شدند كه كانون صنفي معلمان ايران اعلام كرد كه «وزير و ساير مسئولان كشور از ‏گفت و گو با تشكل هاي صنفي و نمايندگان معلمان خودداري و راه مذاكره را به كلي مسدود كرده اند.»‏

دراطلاعيه اي كه اين تشكل صنفي معلمان منتشر كرد، همچنين آمده است:«فعالان صنفي در سراسر كشور، تنها ‏به اين جرم كه پرسيده اند چرا مسئولان قوانين مصوب خود را اجرا نمي كنند و يا چرا افراد نالايق را كنار نمي ‏گذارند، با احكامي چون زندان، تبعيد، انفصال از خدمت، تنزل گروه و ... مواجه مي شوند.»‏

‎برنامه هايي براي روز معلم‎

كانون صنفي معلمان ايران در اطلاعيه خود به مناسبت روز معلم از معلمان خواسته است تا در روز 12 ‏ارديبهشت، از ساعت 15 تا 17 در ابن بابويه شهر ري، بر مزار دكتر خانعلي، كه در 12 ارديبهشت 1340 كشته ‏شد، و در قم بر مزار آيت الله مرتضي مطهري، كه در 12 ارديبهشت 1358 ترور شد،‌ گرد آيند و با همكاران ‏خود براي آغازي دوباره تجديد عهد كنند.‏

همچنين از معلمان درخواست شده است تا از ساعت يك و نيم تا سه و نيم بعدازظهر روز 16 ارديبهشت در مقابل ‏سازمان آموزش و پرورش تهران تجمع كنند.‏

اين تشكل صنفي از مسئولان خواسته است تا روز 16 ارديبهشت در جهت پرداخت مطالبان معلمان،‌ بويژه معلمان ‏حق التدريس كه به مدت شش ماه به تعويق افتاده است، و همچنين لغو تمامي احكام هيات هاي تخلفات اداري عليه ‏فعالان حقوق معلمان اقدام كنند. در ضمن، ‌از تمامي معلمان خواسته شده است تا بخشي از وقت كلاس خود را به ‏تبيين و توضيح مشكلات آموزش و پرورش،‌ معلمان و دانش آموزان اختصاص دهند.‏


 

نوشته شده توسط مهرداد آذر تاش در 87/02/13 ساعت 23:12 موضوع | لینک ثابت


روز معلم یعنی : کمانگر را دریابیم...

  

کمانگر تمام هستی ماست.

 

  در نجات او بکوشیم


 

نوشته شده توسط مهرداد آذر تاش در 87/02/12 ساعت 15:19 موضوع | لینک ثابت


درآستانه هفته معلم

 

   کمانگر را به شاگردانش برگردانید...

arshkamangir691.jpg

سامناک آقايي

در استان کردستان و ساير مناطق کردنشين کشور، دور ديگري از فعاليت هاي مسالمت آميز براي حمايتي ‏همه جانبه از "فرزاد کمانگر" معلم محکوم به اعدام در حال انجام است. در همين ارتباط جمع کثيري از ‏معلمين استان کردستان در شهرستان کامياران با انتشار بيانيه اي اعلام کرده اند که هفته معلم را به صحنه ‏حمايت هاي همه جانبه خود از فرزاد کمانگر تبديل خواهند کرد.‏


به گزارش خبري "روژهه لات" معلمين کامياراني در بخش نخست اين بيانيه خطاب به فعالين حوزه هاي ‏فرهنگي، سياسي دانشجوئي، کارگري، صنفي، زنان... نوشته اند: "اينک نزديک به دو سال از دستگيري و ‏حکم سنگين و غير قابل تحمل اعدام فرزاد کمانگر، معلم وفعال مدني کرد مي گذرد. ما جمعي از معلمان در ‏آستانه فرا رسيدن هفته معلم از تمامي معلمان، دانشجويان، دانش آموزان وفعالان فرهنگي، سياسي و ساير ‏اقشار جامعه در خواست مي نمائيم که همگام وهمصدا با هم به شيوه هاي ممکن ومدني (صدور بيانيه، ‏تجمعات مسالمت آميز، شرکت در کمپين نجات فرزاد کمانگر...) از مسئولين قوه قضائيه بخواهيم که بار ديگر ‏فرزاد کمانگر را به ميان ما ودانش آموزانش برگردانند و از مسئولين محترم قوه قضائيه و وزارت آموزش ‏وپرورش مي خواهيم که با درک وضعيت موجود کشور خواسته به حق و مسالمت آميز ما مبني بر آزادي ‏فرزاد کمانگر را با گوش شنوا دريابند.‏

در بخش پاياني اين بيانيه معلمان کامياراني گوشزد مي کنند: "فقدان آرامش و متانت معلمان مي تواند به ‏موجي از نارضايتي ها ي عمومي و.... بينجامد. اميدواريم که مسئولان ذيربط هرچه سريع تر فرزاد کمانگر ‏را آزاد نموده و حسن نيت خويش را نسبت به معلمان و افکار عمومي در ايجاد فضاي آرام و به دور از ‏تبعيض نشان دهند."‏

اين تلاش ها در حالي شروع شده است، که در چند روز گذشته وزارت اطلاعات دراين شهرستان علاوه بر ‏تهديد اعضاي خانواده فرزاد کمانگر، به منظور جلوگيري از ادامه تلاش هاي آنان براي پيگيري در مورد ‏وضعيت جسمي و روحي وي در داخل زندان، "مهرداد کمانگر" برادر اين معلم زنداني را نيز براي ساعاتي ‏دستگير و تهديد کرده اند که در صورت افشاي اين برخوردها و همچنين اطلاع رساني در مورد فرزاد ‏کمانگر و انجام مصاحبه با رسانه ها، با وي برخورد شديد تري خواهند کرد. ‏

مدافعان حقوق بشر در ايران در خصوص دستگيري مهردادکمانگر، برادر فرزاد کمانگر و همچنين اعمال ‏فشار بر خانواده آنان در گزارشي مي نويسد: "اداره اطلاعات شهرستان کامياران ساعت 9 صبح امروز ‏مورخه 31/1/87 اقدام به بازداشت و بازجويي 7 ساعته از مهرداد کمانگر برادر فرزاد کمانگر، معلم و فعال ‏حقوق بشر اعدامي نمود. وزارت اطلاعات در اين بازجويي توام با تهديد، آقاي مهرداد کمانگر را به دليل ‏پيگيري وضعيت برادر دربندش مورد تهديد قرار داده و اين تهديدات را با اعلام پيگيري وزارت اطلاعات ‏براي بازداشت آقاي کيوان رفيعي دبير مجموعه فعالان حقوق بشر در ايران و همينطور نشان دادن برگه ‏بازداشت مهرداد کمانگر شکل ديگري بخشيدند."‏

در اين گزارش همچنين آمده است که وزارت اطلاعات مهرداد کمانگر را تحت فشار قرار داده تا اسامي ‏معلماني که قصد دارند در هفته معلم دست به فعاليت هاي اعتراضي مسالمت آميز براي لغو حکم اعدام فرزاد ‏کمانگر بزنند، را اعلام کند.در ادامه اين گزارش مي خوانيم: "نيروهاي امنيتي بي توجه به بي ربط بودن ‏سئوالات و خواسته ها، از آقاي کمانگر خواستند از پيگيري وضعيت برادر دربندش دست برداشته، اسامي ‏معلماني که طي فراخواني قصد دارند هفته معلم را به صحنه حمايت از فرزاد کمانگر تبديل نمايند را اعلام ‏نمايد. همچنين دستگاه اطلاعاتي قصد داشته است تا طي برگه اي از قبل آماده شده با متن تعهد به عدم جمع ‏آوري امضاء و مصاحبه با رسانه ها انصراف از پيگيري و حمايت از فرزاد کمانگر را بر خانواده وي تحميل ‏نمايد."‏

برادر فرزاد کمانگر در واکنش به دستگيري خود و فشارهاي وزارت اطلاعات بر خود و خانواده اش با غير ‏قانوني خواندن اين برخوردها و تاکيد بر حق خانواده خود مبني بر حمايت از فرزاد، از پاسخ دادن به سئولات ‏و امضاي هر ورقه اي خودداري کرده است.‏

‏ شايان ذکر است که پيش از اين نيز در شهر کامياران در حمايت از اين معلم محکوم به اعدام، طوماري با ‏هزار و صد امضا براي مسئولان قضائي ارسال شد.‏

فرزاد کمانگر به همراه دو معلم ديگر اين شهرستان در زمستان گذشته بعد از گذشت يک سال و نيم از ‏بازداشت به خاطر فعاليت هاي سياسي و مدني، توسط شعبه 30 دادگاه انقلاب تهران در ميان ناباوري و ‏برخلاف انتظار همگان در يک جلسه دادگاهي که گفته مي شود تنها هفت دقيقه به طول انجاميده است، به ‏اعدام محکوم شد.‏
صدور اين حکم اعتراضات بين المللي فراواني را به همراه داشت که هم اکنون نيز ادامه دارد.‏

فرزاد کمانگر در تمامي جلسات بازجوئي و محاکمه اش، تمامي اتهامات وارده از جمله ارتباط با يکي از ‏احزاب کرد مخالف جمهوري اسلامي را رد کرده است.‏


 

نوشته شده توسط مهرداد آذر تاش در 87/02/04 ساعت 23:52 موضوع | لینک ثابت


افشاگري دانش جعفري در مورد ناآگاهي اقتصادي احمدي نژاد

 

  گزارش تکان دهنده                        

 ahmadinejad691.jpg

كاوه برزگر

شب گذشته داوود دانش‌جعفري، وزير امور اقتصادي و دارايي، رسما از سمت خود کناره گرفت. اما او در آخرين ‏ساعات حضور خود در اين وزارتخانه، در سخنراني غيرمنتظره‌اي كه متن آن را از پيش تعيين كرده بود و ‏بلافاصله در اختيار رسانه‌ها قرار داد، به شدت از روند تصميم‌گيري‌ها در دولت نهم انتقاد كرد و با اشاره به ‏موضوعات مختلفي كه او در سمت قبلي خود با آنها درگير بود، از دخالت‌ها و فشارهاي احمدي نژاد، ابعاد ناآگاهي ‏او از علم اقتصاد و دروغ‌پردازي‌هاي مشاورانش پرده برداشت.‏

دانش‌جعفري ديروز در مراسم توديع خود در حالي سخنان شديداللحن و انتقادي خود عليه روندهاي حاكم بر دولت ‏نهم را با بغض و اشك به پايان برد كه بسياري از كاركنان و مديران مياني وزارت اقتصاد كه از انتقادهاي او عليه ‏رئيس‌جمهور و مشاورانش به هيجان آمده بودند، بيش از يك دقيقه براي او كف زدند.‏

وزير سابق اقتصاد در سخنان ديروز خود به طور مستقيم به نقش منفي رحيمي، رئيس فعلي ديوان محاسبات كه ‏گزينه اصلي احمدي نژاد براي جانشيني پورمحمدي در وزارت كشور است، اشاره كرد و همچنين فاش كرد كه ‏معاون اقتصادي بازرسي رياست‌جمهوري، كه رياست آن برعهده داود احمدي نژاد برادر رئيس‌جمهور است، "يك ‏دامپزشك" است كه در مسائل اقتصادي عليه برنامه‌هاي او در وزارت اقتصاد به گزارش‌سازي پرداخته است.‏

حجم و شدت انتقادهاي دانش‌جعفري از احمدي نژاد و دولت به حدي بود كه پرويز داوودي، معاون اول احمدي ‏نژاد، پس از پايان اين جلسه در پاسخ به خبرنگاران به خنده‌هاي عصبي بسنده كرد.‏

البته صدا و سيما نيز طبق روال هميشگي خود، در بخش‌هاي مختلف خبري شب گذشته به هيچ‌يك از انتقادهاي ‏دانش‌جعفري از احمدي نژاد و فضايي كه بر دولت حاكم كرده است، اشاره نكرد و تنها به پخش آخرين لحظات ‏نطق وي در جلسه توديع خود پرداخت كه در آنها وي به علت بغض قادر به ادامه صحبت نبود و نيز صحنه قرائت ‏دو بيت شعر را نيز به اين برش كوتاه افزود.‏

‎دولتي كه هيچ‌كس قبولش ندارد‎

وزير سابق اقتصاد سخنان خود را با ذكر خصلت‌هاي جريان نزديك به احمدي نژاد آغاز كرد: نگاه منفي به همه ‏افراد باتجربه، عدم تبعيت از برنامه چهارم، اهميت دادن به مسائل جنبي مثل ساعت كار بانك‌ها، وجود گروه‌هاي ‏فشار در دستگاه‌هاي اجرايي دولت احمدي نژاد و مشكلات متعدد دولت با نهادهاي مختلف كشور. دانش‌جعفري در ‏اينجا به ذكر عناوين دهها دستگاه دولتي و حكومتي پرداخت كه دولت احمدي نژاد خود را با آنها درگير كرده و ‏بدين ترتيب حتي در ميان حاكميت اصولگرا نيز منزوي شده است.‏

او اين مشكلات را اين‌گونه فهرست كرد: "مشكل با مجلس؛ مشكل با مجمع تشخيص مصلحت نظام؛ مشكل با ‏اشخاص خاص؛ مشكل با صدا و سيما؛ مشكل با روزنامه‌ها؛ مشكل با نامزدهاي رقيب در انتخابات قبلي رياست ‏جمهوري؛ مشكل با نامزدهاي بالقوه در انتخابات دهم و دهها مساله ديگر كه قابل ذكر نيست!"‏

او سپس به مشكلات اقتصادي ناشي از تحريم و لزوم مقاومت وزارت اقتصاد در برابر اين مشكلات اشاره كرد و ‏سپس گفت: "آنچه در اين كارزار ابهام انگيز است، اين است كه در اين دوره كه بيشترين فشار خارجي به نظام ‏مالي كشور وارد مي‌آمد به ويژه در بخش بانك و بيمه، عده‌اي نيز در داخل با نقد غيرمنصفانه موجبات تضعيف آن ‏را فراهم مي‌نمودند."‏

‎چوب مشاوران رئيس‌جمهور لاي چرخ دولت‎

وزير سابق اقتصاد سپس درباره مشكلاتي كه مشاوران احمدي نژاد با دامن زدن به مسائلي همچون "اتهام و شبهه ‏ربوي بودن بعضي از عمليات بانكي، بالا بودن سود بانكي، تبديل بانك‌ها به بانك قرض‌الحسنه، داشتن ارتباط ‏سياسي بعضي از مديران با بعضي از اشخاص با نفود، معوق شدن بازپرداخت‌ها، دادن تسهيلات به اشخاص ‏خاص، ندادن تسهيلات كافي به طرح‌هاي مورد نظر دولت و داستان بيمه ايران" براي دولت فراهم مي‌كردند، ‏سخن گفت و افزود: "آتش تهيه اين حملات عموما از طرف كساني ريخته مي‌شد كه حتي يك روز هم سابقه فعاليت ‏در نظام بانكي و بيمه‌اي كشور را نداشتند و صرفا با برداشت‌هاي غير اجرايي خود عملكرد اين مجموعه‌ها را ‏نظاره مي‌كردند."‏

او سپس به طور غير مستقيم به دخالت‌هاي غير كارشناسي احمدي نژاد در مسائل اقتصادي اشاره كرد كه عاقبت ‏مجبور شد در برابر آن بايستد؛ ايستادگي‌اي كه سرانجامش بركناري بود: "عده‌اي هم سعي مي‌كردند با ‏اعمال‌نظرهاي مختلف در ظاهر تحولي بوجود آورند، ولي ما عملا مشاهده كرديم كه آنها دارند اين مجموعه‌هاي ‏ارزشمند را از كار مي‌اندازند، زيرا كه طرحي جايگزين نداشتند و صرفا از وضع موجود ايراد مي‌گرفتند... در ‏هر صورت نظام بانكي در اين دوره به صورت مستمر تحت فشار قرار داشت. من وقتي نگاه آنها را به نيمه خالي ‏ليوان ديدم، جلوي آنها ايستادم و اجازه ندادم جلوتر بروند."‏

‎انحلال سازمان مديريت، شبيه انحلال ارتش‎

وزير سابق اقتصاد سپس در تعريضي بي‌سابقه به احمدي نژاد، انحلال سازمان مديريت توسط وي را با پيشنهاد ‏انحلال ارتش توسط برخي گروه‌ها در ابتداي انقلاب مقايسه كرد و گفت: "به ياد ايده انحلال ارتش افتادم كه عده‌اي ‏در آن موقع چه‌ها براي آن مي‌گفتند ولي امام چگونه مساله را با دورانديشي هدايت كرد... در طرح مربوط به ‏انحلال سازمان برنامه هم ديده بودم كه اين اقدام حساب شده نبود و جز ايجاد سرخوردگي و ياس براي كاركنان اين ‏سازمان عظيم اثر ديگري نداشت."‏

وي بلافاصله سمت و سوي تعريض خود را باز به سمت شخص احمدي نژاد برگرداند و با انتقاد از تاثيرپذيري ‏وي از گزارش‌هاي رحيمي رئيس ديوان محاسبات، گفت: "از ويژگي‌هاي ديگر اين دوره هيجاني بود كه هر كس ‏به خود اجازه مي‌داد در مسايل كلان اقتصادي كشور دخالت كند. نمي‌دانم چه فايده‌اي از اين كار مي‌بردند... يك بار ‏آقاي دكتر رحيمي رئيس كل ديوان محاسبات در يك مصاحبه داخلي- خارجي اعلام نمود كه يكي از قراردادهاي ‏نفتي كه در دولت قبل منعقد شده، مساله‌دار است و لذا بايد اين قرارداد را كه 20 ميليارد خسارت به كشور مي‌زند ‏لغو شود. هم من و هم وزير نفت جداگانه با ايشان صحبت كرديم و گفتيم اين نحوه رفتار شما با قراردادهاي ‏بين‌المللي حيثيت ما را زير سوال مي‌برد و ديگر در بستن قراردادهاي جديد به ما اعتماد نمي‌كنند. اگر اشكالي ‏وجود دارد بايد آن را رفع كرد و نه اينكه با مصاحبه مطبوعاتي هو و جنجال راه بياندازيم. از طرف ديگر دليلي ‏وجود ندارد كه قبل از اينكه اين پرونده رسيدگي شده باشد و حكمي صادر شده باشد اين بحث‌ها رسانه‌اي شود. ‏ايشان خيلي ساده گفت: من از شما دستور نمي‌گيرم. بعد از آن با هيات رئيسه مجلس صحبت كردم و خوشبختانه ‏آنها با روش‌هاي خود، فتيله اين بحث را پائين آوردند. به نظرم مي‌رسد ريشه اين هيجانات برمي‌گردد به يكسري ‏اطلاعات كارشناسي نشده يا پردازش نشده كه بدون بررسي به مراجع بالاتر مي‌رسد."‏

‎جريان موازي در درون دولت‎

وزير سابق اقتصاد در بخش ديگري از نطق انتقادي مراسم توديع خود، با اشاره به پرونده‌سازي‌هاي برخي ‏نزديكان احمدي نژاد، فاش كرد: "به قرار اطلاع در قسمت بازرسي رئيس جمهور افرادي نفوذ كرده بودند كه جزء ‏ناراضي‌هاي دستگاه‌ها بودند. عده‌اي هم بودند كه صلاحيت پذيرش شغل را نداشتند. بطور مثال معاون اقتصادي ‏بازرسي يك دامپزشك بود. قاعدتا اشراف او به مسايل اقتصادي نمي‌تواند بالا باشد. اين افراد با دسترسي محدودي ‏كه داشتند، به خود اجازه مي‌دادند در مسايل پيچيده گزارش تهيه كنند و با دسترسي آساني كه به مقام بالا داشتند، ‏ذهنيت كارشناسي نشده خود را منتقل كنند. اينها مديران بالاي دستگاه‌هاي اجرايي، حتي وزرا را نيز كه منتخب ‏مجلس رئيس جمهوربودند و از مجلس راي اعتماد گرفته بودند، به راحتي زير سوال مي‌بردند و در موارد بسياري ‏باعث شكل‌گيري مديريت دوگانه يا موازي در دستگاه. البته تهيه اين نوع گزارشات فقط مختص بازرسي رئيس ‏جمهور نبود و از اشخاص درون دستگاه‌ها هم استفاده مي‌شد. گاهي با تشويق و گاهي هم با تهديد. ولي ويژگي همه ‏اين گزارشات اين بود كه با رئيس دستگاه مشورت نمي شد و به يكباره تصميم بر علني شدن گزارش مي‌گرفتند."‏

‎بحران‌سازي‌هاي شخص احمدي نژاد‎

داود دانش‌جعفري در جاي ديگري باز به نقش شخص احمدي نژاد در ايجاد بحران در حوزه اقتصادي پرداخت و ‏گفت: "فشار بيمه ايران، از ناحيه ديگر اعمال شد. يك گزارش ساده در مورد تخلف مديران قبلي بيمه ايران كه در ‏دوره من هم نبود، به زودي تبديل به يك مسئله ملي شد و بعد جمع كردن موضوع چقدر نيرو برد! يا در همين ‏سخنراني اخير قم نيز كه بازتاب وسيعي داشت. ريشه‌هاي اين نوع گزارشات غيركارشناسي كه بدون چك كردن به ‏مراجع بالاتر رسيده به راحتي قابل مشاهده است."‏

وي سپس به رايزني‌هاي خود با احمدي نژاد درباره سخنراني هيجاني وي در قم اشاره كرد و پس از آن به تكذيب ‏چند ادعاي اصلي احمدي نژاد در اين سخنراني پرداخت: "در جلسه دولت با جناب آقاي دكتر صحبت كردم و گفتم ‏طرح اين بحث‌ها به كشور آسيب مي‌رساند. ايشان گفتند منظور من اين بوده كه مشكلات نظام‌هاي مالياتي، گمرك و ‏بانك را بشكافم و قصد ديگري در كنار نبوده است. با اين حال وقتي بعدا به مطلب دقيق شدم، همان نگراني كه ‏داشتم، بيشتر شد."‏

‎تكذيب ادعاهاي احمدي نژاد درباره ماليات و دخانيات‎

او با تكذيب ادعاهاي احمدي نژاد درباره مافياي سيگار توضيح داد: "اولا هيچ يك از روساي گمرك، ماليات و يا ‏دخانيات از مسايل مطروحه با خبر نبودند و ايرادات اشاره شده جملگي قابل خدشه است. به طور مثال همه ‏مي‌دانند كه در حال حاضر واردات سيگار در كشور كاملا آزاد است و هيچ امتياز انحصاري به كسي داده نشده ‏است. 21 شركت بزرگ و كوچك، بازار واردات رسمي سيگار ايران را در اختيار دارند و در سال 1386 حدود ‏‏300 ميليون يورو واردات داشته‌اند. چطور ممكن است فردي براي گرفتن مجوز واردات سيگار كه هيچ مانعي هم ‏براي آن وجود ندارد، حاضر باشد 5 ميليارد حق حساب بدهد؟! اين بحث منطقي به نظر نمي‌رسد!"‏

وزير معزول اقتصاد سپس ادعاي احمدي نژاد درباره مشكلات نظام مالياتي را هم تكذيب كرد: "يا اين مطلب كه ‏گفته شد دو كارخانه مثل هم كه هر دو يك چيز توليد مي‌كنند و به يك اندازه توليد خود را فروخته‌اند، چرا از يكي ‏‏300 ميليون تومان و از ديگري 3 ميليون تومان ماليات گرفته‌اند؟! بررسي‌هاي انجام گرفته نشان مي‌داد چنين ‏موضوعي هيچ سابقه‌اي در سازمان مالياتي ندارد. تازه نظام مالياتي ما بر اساس فروش نيست كه هر دو به يك ‏اندازه ماليات بدهند. در نظام مالياتي ما، بر اساس درآمد (يعني فروش منهاي هزينه) ماليات تعيين مي‌شود. اين ‏امكان وجود دارد كه هزينه دو كارخانه به هر دليل متفاوت باشد. اي كاش جزئيات موضوع قبلا مورد بررسي ‏دستگاه مربوطه قرار مي‌گرفت و اينطور شتاب‌زده عمل نمي‌شد! "‏

‎گراني مسكن تقصير دولت است، نه بانك‌ها‎

دانش‌جعفري سپس ادعاهاي احمدي نژاد درباره دخالت بانك‌هاي خصوصي و موسسات اعتباري در بازار مسكن ‏را نيز رد كرد و با نقد ادعاي دولتمردان نزديك به احمدي نژاد درباره افزايش توليد، انتقاد از تاكيد احمدي نژاد بر ‏آغاز طرح‌هاي جديد به‌رغم وجود طرح‌هاي نيمه‌تمام در كشور و اعتراف به نقش دولت نهم در افزايش نقدينگي و ‏تورم، گفت: "آيا مي‌شود انتظار داشت كه براي انجام تكاليف بودجه 1387 نزديك به 60 ميليارد دلار دلار نفتي ‏توسط بانك مركزي تبديل به ريال شود، ولي نقدينگي بالا نرود؟! هر كس بلد است بفرمايد انجام دهد. يا اگر نقدينگي ‏بالا رفت، كاري كنيم كه تورم بالا نرود؟! هر كس مي‌تواند بفرمايد انجام دهد. تورم نتيجه محتوم اين سياست است، ‏و نمي‌شود از واقعيت فرار كرد."‏

وي سپس با لحني تمسخرآميز درباره ادعاهاي احمدي نژاد درباره فعاليت يك مافيا عليه دولت نهم گفت: "بعضي‌ها ‏فكر مي‌كند نابساماني‌هاي اقتصادي ما به ويژه در تورم و بخش مسكن ناشي از فعاليت‌هاي بدخواهانه عليه دولت ‏است. من اذعان مي‌كنم، تجربه‌اي در ارتباط با مبارزه با مافيا ندارم! بايد كارشناسان خبره اطلاعاتي و امنيتي را ‏وارد اين كار كرد. ولي به نظرم مي‌رسد حتي براي خنثي كردن فعاليت مافيايي البته اگر وجود خارجي داشته باشد! ‏حتما كنترل رشد نقدينگي نيز مفيد است." ‏

‎احمدي نژاد شخصا سود بانكي را كم كرد‎

بخش ديگري از سخنان وزير سابق اقتصاد دولت احمدي نژاد نيز حائز اهميت بود كه در آن به نقش شخص ‏رئيس‌جمهور در كم كردن سود بانكي، با وجود مخالفت كارشناسان و اعضاي شوراي اقتصاد، اشاره ‏تعريض‌آميزي وجود داشت: "در سال گذشته در همين دوران بود كه شوراي عالي پول و اعتبار تشكيل جلسه داد. ‏اكثريت اعضاي شورا از جمله من و دكتر شيباني با كاهش نرخ سود بانكي مخالف بوديم. فضاي غالب جلسه اين ‏بود كه چون تورم سال 1385 بالا رفته، بايد سود بانكي نيز متناسب با آن افزايش يابد. اما چون محدوديت‌هاي ‏سياسي دولت قابل درك بود، لذا شورا به رئيس جمهور پيشنهاد نمود درسال 1386 هيچ كاهشي متوجه نرخ سود ‏بانكي نشود. عليرغم اين همكاري شورا، جناب آقاي رئيس جمهور اين پيشنهاد را قبول ننمودند و تلويحا گفته شد ‏اگر براي بار دوم هم نظر دولت رعايت نشود بازهم نظر شورا تاييد نمي‌شود و لذا وقتي مجددا اين موضوع در ‏شورا بحث شد اكثريت اعضاي جلسه با درك خوب از شرايط زمان به آن راي مثبت دادند و لذا تنش خوابيد!"‏

‎ناآگاهي رئيس‌جمهور و مراجع تقليد از علم اقتصاد‎

او سپس به شكلي زيركانه اما با احترام، از ناآگاهي يكي از مراجع قم از مسائل اقتصادي و سوء استفاده نزديكان ‏احمدي نژاد از او نيز انتقاد كرد: "در سال گذشته كه اين بحث سود بانكي داغ بود يكي از مراجع عظام قم پيامي را ‏از طريق نماينده خود براي من ارسال نمودند. سوال ايشان اين بود كه با توجه به شناخت مثبتي كه از من وجود ‏دارد، چرا من با كاهش نرخ سود در جلسه شورا مخالفت كرده‌ام؟! در پاسخ عرض كردم كه اصولا من با كاهش ‏سود بانكي مخالف نيستم و يكي از آرزوهاي من اين است كه در اين دوره بتوانم به اين توفيق دست يابم. همچنين ‏عرض كردم اما براي انجام اين كار، يك مقدمه واجب وجود دارد! اگر اين مقدمه تامين نشود معلوم نيست به هدف ‏برسيم... در ادامه عرض كردم كه مقدمه واجب كاهش نرخ سود بانكي اين است كه تورم هم پايين بيايد. ايشان پيام ‏را منتقل كردند ولي من احساس مي‌كردم استدلال من افاقه نكرده است. چند روز پيش باز همان نماينده آمدند و از ‏قول معظم‌له به من پيام دادند كه برداشت من صحيح بوده و ايشان هم به اين نتيجه رسيده‌اند كه حرمت تورم بالا ‏مهم‌تر از حرمت بالا بودن سود بانكي است!"‏

اين در حالي بود كه دانش‌جعفري در جاي ديگري از سخنانش، از ناآگاهي و بي‌اعتنايي احمدي نژاد به اصول علم ‏اقتصاد نيز انتقاد كرده بود: "من در دوره‌اي مسووليت پذيرفتم كه... بسياري از مفاهيم پذيرفته شده علم اقتصاد در ‏دنياي امروز از قبيل تاثير نقدينگي در تورم و يا چگونگي تقسيم كار مطلوب بين دولت و مردم زير سوال بود... ‏اگر مي‌خواهيم در اقتصاد موفق باشيم بايد با قاعده اين علم آشنا باشيم و به اصول آن پاي بند."‏


 

نوشته شده توسط مهرداد آذر تاش در 87/02/04 ساعت 23:41 موضوع | لینک ثابت


دوازده ارديبهشت ماه روز همبستگي وبلاگ نويسان ايراني با فرزاد کمانگر

 
فرزاد،مردي ازتبار باران،محکوم به مرگ است.بر ماست که خاموش ننشينيم و همچون هميشه
 
يکصدا فرياد شويم.روز 12 ارديبهشت،بهانه زيبائي است براي دوباره يکي شدن.بيائيد يکدل
 
ويکزبان با اعلام اين روز به نام روز همبستگي با معلم رنجديده فرزاد کمانگر،حمايت خود را
 
از اين آزاد مرد به نمايش بگذاريم وتا لغو حکم اعدام وي،از پاي ننشينيم....

 

جهت امضاء بیانیه حقوق بشر اینجا را کلیک کنید   

    

  http://f-kamangar.hra-iran.org/form.html 


-فرزادکمانگر، معلم شهرستان کامياران، با12سال سابقه تدريس،عضو هيئت مديره انجمن صنفي معلمان کامياران،عضو شوراي نويسندگان ماهنامه فرهنگي-آموزشي رويان،عضو هيئت مديره انجمن زيست محيطي کامياران(ئاسک) وازاعضاي مجموعه فعالان حقوق بشر درايران است.
نامبرده،در مردادماه سال1385،بدون هيچگونه اتهامي،دستگير ودر زندانهاي اوين ورجائي شهر تهران و بازداشتگاههاي اطلاعات کرمانشاه وسنندج،
تحت شديد ترين شکنجه هاي جسمي وروحي قرار گرفت که شرح آن در رنجنامه اش مکتوب است.در پانزدهمين ماه بازداشت،دردادگاهي غير علني و مغاير با قانون که فقط 7 دقيقه به طول انجاميد،نامبرده عليرغم تبرئه از تمامي اتهامات نارواي پيشين،نه تنها آزاد نگرديد بلکه بدون هيچگونه سند و مدرکي به عضويت در يکي از گروههاي معاند نظام متهم گرديد ومجرم شناخته شد وبه جرم ناکرده،محکوم به اعدام شد.
صحبت ازآزاد مرديست که نه کوه را ميتوان به استقامتش تشبيه نمود،نه خورشيد را به نورافشانيش ونه دريا را به بيکرانگي اش.با اين همه،بالا نشينان،تيشه ميزنند قامت کوه را وپنهان ميکنند پنجره خورشيد را تا در همين سياهيها،مدفون کنند دريا را در کام خشک زمين.
مگر ميشود بر دامنه کوه نشست و فرو ريختنش را تماشا کرد؟مگر ميشود در سياهي ماند وخورشيد را ازياد برد؟مگر ميشود کوير را طي کرد بي آنکه اميد رسيدن به دريا باشد؟
نه،نميشود.مانيز له ميشويم زير بارفروريختن کوه،گم ميشويم در شبهاي تاريک و بلند بي فردا وهلاک ميشويم تشنه در امتداد سراب.بايد فکري کرد براي او،براي من وبراي ما.
با توام.توئي که هنوز ميتوان ديد بيداري وجدانت را در رد اشکي که بر گونه هايت هميشگي است،در فريادي که بر سکوت معنا دار نوشته هايت طنين انداخته و در دستاني که با تمام جراحتهايش باز هم دستان نيازمندان را به گرمي ميفشارد.
فرزاد،مردي ازتبار باران،محکوم به مرگ است.بر ماست که خاموش ننشينيم و همچون هميشه يکصدا فرياد شويم.روز 12 ارديبهشت،بهانه زيبائي است براي دوباره يکي شدن.بيائيد يکدل ويکزبان با اعلام اين روز به نام روز همبستگي با معلم رنجديده فرزاد کمانگر،حمايت خود را از اين آزاد مرد به نمايش بگذاريم وتا لغو حکم اعدام وي،از پاي ننشينيم....

بي شک هيچکداممان روز 10 بهمن را از ياد نبرده ايم .روزي که وبلاگ نويسان ايراني در يک اقدام هماهنگ و قابل تحسين اسم وبلاگ خود را به "10 بهمن روز همبستگي با دانشجويان زنداني " تغيير نام دادند و اين اقدام باعث شد که دانشجويان زودتر آزاد شوند.حال يک بار ديگر به حمايت شما عزيزان نيازمنديم و اين بار براي همبستگي با معلم دربند فرزاد کمانگر.از همه شما دوستان عزيز مي خواهيم که حمايت خود را از ما با گذاشتن کامنت در وبلاگ اعلام داريد تا حمايت شما از ما در وبلاگ اعلام شود.
روز 12 ارديبهشت (روز معلم ) را روز همبستگي با فرزاد کمانگرمي ناميم واز همه وبلاگ نويسان آزادي خواه و آزادانديش مي خواهيم براي حمايت از فرزاد در اين روز اسم وبلاگشان را به " 12 ارديبهشت روز همبستگي با فرزاد کمانگر " تغيير نام دهند.


 

نوشته شده توسط مهرداد آذر تاش در 87/01/31 ساعت 16:25 موضوع | لینک ثابت


غوغا بر سر چیست؟ مگه معلمها چیزی جز صمیمیت و رفاقت هم دارن که به جان هم افتاده اند؟

 

حول و حوش یک بیانیه :

سه شنبه 27 فروردین1387 ساعت: 23:25

توسط:کانون صنفی معلمان ایران
لطفا بیانیه ی کانون صنفی معلمان ایران به مناسبت هفته معلم را برای اطلاع همکاران در وبلاگ خود قرار دهید . با تشکر

پنجشنبه 29 فروردین1387 ساعت: 23:31 توسط:معلم

همكاراني كه سال هاست پي گير مسائل صنفي هستند به خوبي مي دانند كه تا به حال هر بيانيه اي كه در ارديبهشت ماه صادر شده با هماهنگي شوراي هماهنگي فرهنگيان كشور بوده و مفاد بيانيه هادر سراسر كشور اجرا مي شد . پس اين بيانيه نمي تواند بيانيه ي كانون باشد كساني كه اين بيانيه را صادر كرده اند تعدادي افراد خود فروخته ، فرصت طلب و هم پياله هاي سازمان معلمان هستند كه فقط به دنبال كسب شهرت ،قدرت و ثروت مي باشند از جمله ي اين افراد ميتوان به بهشتي ،باغاني ،و دار و دسته آنها اشاره كرد .

جمعه 30 فروردین1387 ساعت: 10:2 توسط:محمود بهشتی لنگرودی
برای نویسنده متاسفم.

جمعه 30 فروردین1387 توسط:معلم اصفهانی ساعت:1:48

آقای بهشتی:برای خودت متاسف باش که از هول حلیم توی دیک افتاده ای.
خیلی ها از این فرصتها استفاده کرده اند بپا عقب نمونی همه رای میدهند.
معلم بازیچه شما نیست که تمام حیثیتمان را به باد داده اید. خواهش دارم این بازار را جمع کن و جای دیگری . . .




 

نوشته شده توسط مهرداد آذر تاش در 87/01/30 ساعت 23:29 موضوع | لینک ثابت


بيانيه کانون صنفی معلمان ايران به مناسبت هفته معلم

-

همکاران محترم؛

    بی­تردید سال 86 یکی از تیره­­ترین سال­هایی بود که جامعه معلمان ایران تجربه کرده است. بعد از تجمعات با شکوه معلمان در اسفندماه 85 که با دستگیری تعداد زیادی از فعالان صنفی و ضرب و شتم شمار زیادی از فرهنگیان شریف پایان یافت، به دلیل سانسور شدیدی که به واسطه­ی بخشنامه شورای عالی امنیت ملی بر رسانه­ها حاکم شد چنین به نظر رسید که تشکل­های صنفی سکوت پیشه کرده­اند و یا از وحشت، در لاکِ خویش فرو رفته­اند و یا همکاران خود را فراموش کرده­اند.

    در چنین شرایطی جا داشت مسئولان کشور به ویژه نهادهای امنیتی که هر حرکت اعتراضی را مخلِّ امنیت جامعه قلمداد می­کنند و همواره مدّعی هستند که آنچه در جهت بهبود وضع معیشتی معلمان تا کنون انجام گرفته حاصل تلاش مسئولان بوده و تشکل­های صنفی و اعتراضات معلمان هیچگونه تأثیری در پاسخگوئی به مشکلات فرهنگیان نداشته است فرصت را غنیمت شمرده و در عمل این ادعای خود را به اثبات می­رساندند و با حلّ تدریجی مشکلات فرهنگیان ضرورت برگزاری تجمعات، تحصن­ها و انجام حرکت­های اعتراضی را به کلّی نفی و انکار می­کردند.

    اما همانگونه که شاهد هستیم، آنگونه عمل کردند که حتی صدای اعتراض برخی از همکاران بی­تفاوت نیز به هوا برخاست و اکثریت معلمان هرگونه تردید نسبت به این جمله که « تا نگرید طفل کی نوشد لبن » را در باور خود از بین بردند. با این وصف مسئولان مربوطه نه تنها به انتظارات بر حق معلمان پاسخی ندادند بلکه با سوء استفاده از فضای موجود به کلّی همه وعده­های داده شده را از یاد بردند. به طوریکه حتی حقوق اندک معلمان حق­التدریس نیز بیش از 6 ماه به تأخیر افتاد و در عوض با توزیع توهین­آمیز بن­های نخود و عدس و ... به تحقیر بیشتر فرهنگیان پرداختند.

همکاران گرامی

    طی یک سال گذشته ما و شما خار در چشم و استخوان در گلو به انتظار نشستیم تا شاید عقلای قوم به خود آیند و در روش­های مذکور تغییری ایجاد نمایند. اما نامه­ها، گلایه­ها، طومارها و زمزمه­های معلمان در دفاتر مدارس تا کنون به گوش هیچکس نرسید و احدی خود را موظف به پاسخگویی به این قشر فرهیخته ندید و مسئولان کشور با این عمل خویش به معلمان آموختند که تنها راه رسیدن به حقوق حقّه فرهنگیان، اتحاد، همدلی و همراهی است. آنگونه که در اسفندماه 85 شاهد آن بودیم.

عزیزان

    در شرایطی که اخبار معلمان را در رسانه­ها منعکس نمی­کنند و وزیر و سایر مسئولان کشور از گفت و گو با تشکل­های صنفی و نمایندگان معلمان خودداری و راه مذاکره را به کلی مسدود کرده­اند، در شرایطی که صندوق ذخیره فرهنگیان را که سهامداران اصلی آن خود فرهنگیان هستند به دست نااهلانی که عداوت برخی از آنان با فرهنگیان کاملاً محرز است سپرده­اند. در شرایطی که علی­رغم وعده­های داده شده ضعیف­ترین افراد به بالاترین پست­های این وزارتخانه گمارده می­شوند، در شرایطی که اکثریت نمایندگان مجلس در برابر خواست فرهنگیان می­ایستند و از وزیری که منفور معلمان بوده است حمایت می­کنند و پس از برکناری وی توسط رئیس جمهور فرد نالایق دیگری را که مجلس برای وزارت تعاون صلاحیتش را تأئید نکرده بود برای وزارت بر نهادی به گستردگی جمعیت کل کشور تأئید می­کنند، در شرایطی که با وجود تورمِ کمرشکن کنونی که به طور مضحکی صدای اعتراض خود مسئولان را نیز درآورده است برای سال 87 فقط 6 درصد افزایش حقوق در نظر گرفته می­شود، در شرایطی که با وجود وعده­های داده شده و مصوبه مجلس، شخص رئیس جمهوری در اجرای قانون مدیریت خدمات کشوری تعلل می­کند، در شرایطی که حقوق ناچیز فرهنگیان حتی نیمی از اجاره مسکن آنان را پوشش نمی­دهد و معلمان با مشغول شدن به کارهای دوم و سوم و بعضاً تحقیرآمیز کارآمدی خود را از دست می­دهند و زندگی فلاکت­باری را می­گذرانند، در شرایطی که فعالان صنفی در سراسر کشور تنها به این جرم که پرسیده­اند چرا قوانین مصوب خود را اجرا نمی­کنید و چرا افراد نالایق را کنار نمی­گذارید با احکامی چون زندان، تبعید، انفصال از خدمت، تنزل گروه و ... مواجه می­شوند. به راستی چه باید کرد؟ آیا معلمان در برابر همکاران و سایر اقشار جامعه به ویژه دانش­آموزانی که چهره­هایشان هر روز زردتر از روز قبل می­گردد هیچ مسئولیتی ندارند؟ آیا نباید پرسید که چرا از آمدن پول نفت که قیمت آن به شکل سرسام­آوری افزایش یافته است بر سرِ سفره ملت ایران خبری نیست؟  

    بر این اساس و با توجه به اینکه کانون صنفی معلمان سالگرد حادثة تلخ اسفند 85 را به دلیل شرایط خاص کشور (انتخابات مجلس) به سکوت برگزار کرده است، حقِ خود و جامعه بزرگ فرهنگیان می­دانیم که همچون سایر اقشارِ جامعه از جمله کارگران مراسم خاصی را برای این هفته معلم تدوین و اجرا نماییم. امیدواریم همه همکاران فرهنگی از زن و مرد، پیر و جوان، شاغل و بازنشسته، رسمی و حق­التدریس در مدارس دولتی و غیرانتفاعی با هر دیدگاه و تفکری، تنها و تنها به نیتِ دفاع از شرافت معلمی خویش و در پاسخ به بی­مهری­ها، توهین­ها و تحقیرهایی که صورت گرفته و می­گیرد، همدلی، همزبانی و همراهی خود را یکبار دیگر به مردم و مسئولان بنمایانند تا بعد از این احدی به خود اجازه ندهد که این قشر فرهیخته، زنده و پویا را نادیده بگیرد و یا نسبت به نمایندگان آنان بی­حرمتی روا دارد.

برنامه­های کانون صنفی معلمان ایران در هفته معلم:

1- پنج­شنبه 12 اردیبهشت از ساعت 15 الی 17 حضور همزمان و با شکوه فرهنگیان تهرانی در شهرری، ابن­بابویه، مزار مرحوم دکتر خانعلی و همکاران قمی بر مزار استاد مطهری به منظور تجدید عهد با همکاران برای آغازی دوباره.

2- روز دوشنبه 16 اردیبهشت حضور در مقابل سازمان آموزش و پرورش تهران واقع در میدان فلسطین، خیابان برادران مظفر از ساعت 30/13 الی 30/15 .

3- از تمامی همکاران فرهنگی تقاضا می­کنیم که از فرصتِ هفته گرامیداشت مقام معلم استفاده کرده و به جای برگزاری مراسم رسمی و تکراری و تحقیرآمیز، در طول هفته معلم، بخشی از وقت کلاس را به تبیین و توضیح مشکلات آموزش و پرورش، معلمان و دانش­آموزان، مشکلات فضاهای آموزشی و سایر مسائل دیگر که به دلیل بی­تدبیری مسئولان دامنگیر آموزش و پرورش شده است بپردازند تا در غیاب رسانه­های مستقل، به وظیفة معلمی خود آنگونه که می­بایست عمل نماییم.

( در خاتمه به مسئولان مربوطه اعلام می­کنیم چنانچه تا روز دوشنبه 16/2/87 حداقل به دو خواسته معلمان و تشکل­های صنفی: 1- پرداخت مطالبات معلمان بویژه حق­التدریس همکاران که بیش از 6 ماه به تأخیر افتاده است 2- لغو تمامی احکام هیئت­های تخلفات اداری که جزء اختیارات وزیر است اقدام نکنند، در تجمع روز دوشنبه حرکت اعتراضی بعدی را در جمعِ همکاران به اطلاع آنان خواهیم رساند. )

امید است همکاران گرامی با درک شرایط حساس کنونی و با توجه به سانسور شدید مطبوعات، در توزیع گسترده این بیانیه واطلاع­رسانی به موقع به سایر همکاران از هر طریق ممکن آن­گونه که شایسته است همت گمارند.

 

با سپاس

کانون صنفی معلمان ایران

۲۶/۱/۱۳۸۷

 


 

نوشته شده توسط مهرداد آذر تاش در 87/01/28 ساعت 16:58 موضوع | لینک ثابت


دستبرد به ميراث مشترک بشري

 

تحليل حقوقي محمد شريف از اقدام گوگل؛

اعتماد:پاسداري از ميراث تاريخي يک ملت در برابر دستبرد به عهده کيست؟ از آنجا که اعضاي جوامع بشري به منظور نظم بخشيدن به روابط اجتماعي، گروهي را از بين خود برمي گزينند و وظيفه فوق را براي مدتي که به طور يقين بايد موقت باشد به آنان مي سپرند، پاسخ پرسش فوق معين است. دولت به عنوان نماينده شخصيت حقوقي جامعه عهده دار پاسداري از ميراث مشترک جامعه يي است که در صحنه بين المللي نماينده آنان شمرده مي شود.


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط مهرداد آذر تاش در 87/01/28 ساعت 16:10 موضوع | لینک ثابت


برخورد یک دستگاه ماشین راهسازی با لوله انتقال نفت، باعث نشت مقدار زیادی نفت به رودخانه زاینده رود اص

این حادثه، بعد از ظهر روز دوشنبه بیست و شش فروردین رخ داد و بلافاصله، مقام های مسئول برای کنترل آب آغشته به نفت خام وارد عمل شدند.

شکستگی لوله نفت خام در مسیر بخش "سامان" استان چهارمحال و بختیاری به دنبال برخورد یک دستگاه بولدوزر صورت گرفت و نیروهای آتش نشانی پس از هشت ساعت موفق شدند لوله آسیب دیده را ترمیم کنند. معاون خط لوله و مخابرات نفت منطقه اصفهان نیز گفته است که ترمیم این خط لوله، 45 ساعت زمان می برد.

به دنبال نشت نفت و آلودگی رودخانه زاینده رود، آب در برخی از نقاط اصفهان قطع شد.

مقام های این استان از مردم خواسته اند تا در مصرف آب صرفه جویی کنند اما به دنبال پخش شایعه ای مبنی بر قطع آب اصفهان برای دو روز، مردم برای خربد آب معدنی به مغازه ها هجوم بردند و در اندک مدتی، آب معدنی در اصفهان نایاب شد.

ستاد حوادث غیر مترقبه استان اصفهان پیشتر در اطلاعیه ای از ساکنان اطراف منطقه آلوده شده خواسته بود تا از آب استفاده نکنند و به آلودگی آب توجه کنند اما این ستاد در اطلاعیه تازه ای گفت که آب شرب اصفهان از لحاظ بهداشتی، مشکلی ندارد.

سازمان آب اصفهان نیز به دنبال نشت نفت به زاینده رود هشدار داده که این شهر با کمبود آب طی دو روز آینده مواجه خواهد شد.

این سازمان در عین حال قطعی آب در این شهر را رد کرد.

مقام های مسئول این استان خواهان صرفه جویی اصفهانی ها در مصرف آب شده اند.

نشت نفت باعث شده تا حدود 15 هکتار از باغ های منطقه آسیب ببیند.


 

نوشته شده توسط مهرداد آذر تاش در 87/01/28 ساعت 16:6 موضوع | لینک ثابت


بیایید کمانگر را نجات دهیم.

نویسنده: محبوبه
سه شنبه 27 فروردین1387 ساعت: 8:54
با سلام
همه اطلاع داریم که یک همکار فرهنگی عضو کانون صنفی کامیاران با حکم غیر انسانی اعدام درزندان بسر میبرد هر گاه عضوی از تشکلهای صنفی در زندان بسر میبرد تمامی تشکلها دست بکار شده وبرای ازادی همکار خود تلاش میکردند واز شهرستانها نیز همکاران عضو شورای هماهنگی تشکلها به تهران میامدند وتا ازادی همکار مورد نظر به اعتراض ادامه میدادند اما اینبار زندانی ما نه از تهران است بلکه از کردستان است و همه فراموشش کرده اند مگر میشود جان انسانی در خطر باشد وانسانی دیگر بیتفاوت باشد خاصه که همکار وعضو یک کانون صنفی نیز باشد بجاست که در شورای هماهنگی تشکلها دفاع جانانه ای از این زندانی مظلوم واقع شده بنماییم ویک روز را به نام او اعلام اعتصاب نموده و خواهان ازادی بدون قید وشرط او شویم ایا این همت انسانی و والا را داریم یا مصلحت را به جان یک همکار تزجیح میدهیم اما امروز نوبت اوست فزدا نوبت ماست به یاری فرزاد کمانگر بشتابیم قبل از انکه فرصت از دست برود ثابت کنیم که انسانیم واعضای یک پیکر.


 

نوشته شده توسط مهرداد آذر تاش در 87/01/27 ساعت 15:0 موضوع | لینک ثابت


درخواست مناظره ی

 

به نام خداوند جان و خرد

    آقای سید محمد جواد ابطحی

    مسئول دادگاه رسیدگی به تخلفات اداری سازمان آموزش و پرورش استان اصفهان

      تمایل دارم در حضور تعدادی از فرهنگیان مقاطع مختلف تحصیلی و دو کارشناس حقوقی منتخب شما و دو کار شناس حقوقی منتخب اینجانب از خود به صورت علنی در برابر آرائی که علیه اعضاء انجمن صنفی فرهنگیان خمینی شهر صادر نمودید دفاع نمایم لذا از  شما و سایر اعضاء دادگاه انتظار دارم ضمن قبول این دعوت همراه با پرونده اینجانب شرکت و مستندات قانونی خود را  ارایه دهید تا فرهنگیان بزرگوار میزان رعایت قانون در صدور این احکام را قضاوت نمایند .

     بدیهی است مسئولیت صدور این احکام متوجه شما و سایر اعضاء دادگاه رسیدگی به تخلفات اداری استان می باشد.                                                    والسلام علی من اتبع الهدی             

                                                           سید مجتبی ابطحی 

                

 ۱۴/فروردین/


 

نوشته شده توسط مهرداد آذر تاش در 87/01/26 ساعت 23:24 موضوع | لینک ثابت


در بَرِ ِ ما آمد اين ديو دَغا، پاره‌هائی از يک شعر بلند، بتول عزيزپور

 
...
دل به مِهر تو دارم
ای بِلاد مُسخَّر
اين سرانجام ِ بی‌انجام
دو باره خواندن ِ ماهتاب را خواهد آموخت
شاد ا
فصل گام ها به پايان نرسيده
که توفان
بيدها را سرافکنده کند
چشم ها را بشوئيم
قطب‌نماها
شرق را به گريستن آلوده کرده است
باور کنيم که ارمغان ِ آتش سوختن نيست
باران ِ سنگ از « نيمهء ديگر» چشم نخواهد پوشيد
با اين همه
چشمه
تن بر خاک خواهد ساييد
و ويروس ِ سخن ِ مسموم
صفر ِ مشق‌های ديروز را مبتلا خواهد کرد
بخارا
بِلاد مُسخَّر را ميان ‌بُر می زند
سوسمار ماوراء‌النهر
امير ِ اسير
شيبک ِ جام
سَر به جام می‌دهد
تا دهان صوفی به کُشتن گشوده شود
... هوی کوهی ... آهوی کوهی ...
سلطان مراد !
ای نامراد
« مراد برقی» نيار
آوردی
و حرف ها
بعد ها
بسيجی شدند
بسيج ِ پنجه بوکس
پاسدار !
دار
رگبار
که حرف حساب نمی زند
راه بده برادر
چهار راه
- راه بندان ِ سليقه ها-
چرا
هميشه قرمز است
چراغ
رضايت نامه نمی خواهد
جان ِ من
جدّ تو
سبز ِ ما را
به بن بست ِ حوادث کشاند
تا پُشت ِ واقعه
هی انتظار بشماريم
و مصرعی نيابيم
بفرمائيد خيام
از خيمهء نيشابور
بيرون بيايد
و فتوای رباعی
از راهنمائی بپرسد
حالا بگو انقلاب
و سفر دشوار ِ جناس را
به صنعت بديع
ويزا مکن
ذوق سلامتش را از دست داده
چرا تيراژ ِ شعور را
نشانه می گيری
عبارت را محاکمه نمی کنند پدر جان!
جان ِ جانان!
« آهوی کوهی در دشت چگونه دوذا
چون ندارد يار بی يار چگونه روذا »
حالا بگو
« اوّل من قال الشعرالفارسی»
را
کميته دستبند نزند
تا کُنيتم را
صدا نزنم
« منم آن پيل دمان
منم آن شير گله »
سوسمار جَبل
ماوراء النهر ِ جوجی را
در جام ريخت
شيببک
سرانجام
سر به جام داد و بخارا گريست
قطب نما
شرق را به گريستن
آلوده کرد ه است
چشم ها را بشوئيم
اقراء
وَ اَضربُوهُنَّ
کم باد و بيش مباد !
ای امير فاتح
فاتح اسير
غلام تبرائی
بندهء تولاست !
خان ِ خانان !
خانه ات خراب
« انگشت در کرده در همهء جهان»
که را می جوئی
جوجی !
بجوی
و به دامن روز افزون
افزون شو
ای دست بريده
بادِ عقيم
ريشهء رستم سوزاند
إذا أَرْسَلْنَا عَلَیْهِمُ الرِّيحَ العَقِيمَ *
فرسنگ فرسنگ
گام پيمودن
ماهور را دُوْر می زَنَد
تا قطب نمای ِ تسخير
خُتن بخواند !
وطن را خُتن نخوان لولی
بخواند؟ !
ای ايميل
S M S
خاطره ها را
از آنفولانزای ِ مرغی
برهان
هان !
برای نوشتن ِ اين زمين ِ سر بالا
نَفَس می خواهد
بپا !
نَفَس نَفَس نزن قلم
دانه دانه سکوت را
بر باد ده
به بادم دادی
ای باد
ای ناکجا آباد
آسمان افتاده پائين
سنگ جمع می کند
برای روز مبادا
سدوم
سنگ بُود
يا باد ِ عقيم؟
الرِّيحَ العَقِيمَ
إذا أَرْسَلْنَا عَلَیْهِمُ الرِّيحَ العَقِيمَ
ما را به سيماهايمان خواهند شناخت
« ولی »
دارد از صندوق ِ قرض الحسنه
سر در می آورد
تا کارت اقامت ِ سقف ها را باطل کند
سر انگشتی هم که حساب کنی
به پاره‌های آسمان
می گويند ابر
نه چيز ِ ديگر
ای پلک ها
گشوده شويد
و حروف ِ سيل آسا بباريد
فرسنگ فرسنگ وطن پيمودن
گام نمی شود
گامْ
گاه ِ زدن
دردستگاه ِ ماهور
چه ربطی به طور دارد
« ای زيباترين زن
باغ ِ بسته و
چشمهء دست نيافتنی»
ترا
با لبانت نمی بوسند
ترا
ديواری می بينند
با برج های نقره
و دری پوشيده در روکشی از چوب سرو
سينا
«طور» اش را داد
و از تاک ِ تو نوشيد
« خوشا درختی
که ميوه می دهد و
برگ هايش پژمرده نمی شود »
...
پاترول
حرف ها را گشت می زند
بزند !
وقدم ها را توقيف می کند
بکند !
برادر پاترول !
پايت را از کفش ما بيرون بياور
گليمت تا خيابان ِ شهدا اعتبار دارد
نه اين‌جا
تو کجا اين‌جا کجا
فرشتهء کار آگاه
وجب به وجب
متر به متر
کيلو متر
بال گشود
تا خواب ها را
حتا
در رختخواب ما
به جوخه بسپارد
خارج از محدوده
شامل ِمنکرات نمی‌شود بابا
تا « نهی» ات را
به اين قاره ويزا کنند
حالا هی سوت بزن
ايست بده
چشم بندان ايجاد کن
گواهی‌نامهء ستاره ها را
لغو کن
پروانه ها را به خطّ کن
خطّ ها را
کَفَن کُن
نيش بزن
نيش‌ات به‌خير
مار !
شعار ِ پار و پيرار
« برادر ارتشی
چرا برادر کشی »
صدايت ديگر رنگ ندارد
شعر با کسی جَنگ ندارد
دارد؟
داشته است
داشته بود
هزار و سيصد و اندیْ
زور کَندی
وِرد کاشتی
مفقودالاثر بر داشتی
چاه فرمودی
اتوبان سَر زد
سرعتِ کاروان و نوحه
جز
شکستِ مأمور گشت
دَر رَفتن ِ مفسدان
جان به در بُردن ِ منافقان
جيم شدنِ « رجيم» مان
- گجستگان
عوارضی به‌‌بار نياورد
آورد؟
و جَمکَران
امتياز
به‌اسکناس و نامه رسان بخشيد
حالا بگو کور خوانديم
مبهوت ِ تَردستی
پروردگارا !
کجايش را نخوانديم !
در چشم بندی
با حورمندی
الحقّ که
گُورمندی
گُورمند !
مرگ از آنِ تو
وتو
از آنِ مرگ
ای نينوا !
نينوای ِ بی نوا
سر انجام
ملخ ها
ريشهء دکَل‌ها را
از خاک ِ تو ريشه کَن
و در سرزمينِ سانتريفوژ و اورانيوم
قولنامه خواهند کرد
آشيل هم که از ارتفاع ِ امتياز
پائين بيفتد
بليط پاشنه‌اش
باطل می شود
اين را Thétis
گوشزد کرد
اما
نه اوديسوس
نه ايتاک
گيشهء تروا را
غارت که هيچ
حراج هم نکردند
مناقصه جایِ خود دارد
خودمانيم قاضی
قاضی القضات!
شتر سواری و دولا دولا
پيراهنِ سياست عاقبت ندارد
آن که می پوشد
ديانت ندارد
حالا بگو ببينم
چند قرن سلول
چند ميليون دهانِ آواره
چند تُن کُليه تَر و تازه
اسنادِ حجره‌ات را
بايگانی کرده است
شکر خدا
دسترسی به کامپيوتر
نَم و نای ِ دَم و دستگاهت را
رو به راه کرده
تنها رنجِ کلاويه
احضارِ روح ارواح است
بشُمار
بشُمار و کَم نيار!
حضور و غياب ِ جهنم
زير انگشتانِ نازک‌تر از گُلت
صلواتسُوزِ منبر است
تو خربزه خوردی
لرزش را جبهه پوشيد
جريمه‌اش را
پارک ملت می پردازد
پَس لرزه‌اش را
دخترانِ دوبی پَس می دهند
ای سپيده دمان !
سيل بندِ زمان را
در انجمادِ يک قافيه
از چرخه بيانداز
تا هجای ِ Héroïque
ازگوش ِ بتهون
بيرون بريزد
هيچ مهتابی
در چشم ما به‌خواب نرفت
وقتی مُهمات
بلند گوها را پُر کرد
و الله اکبر
به ويترين‌ها و خبر‌ها
حمله‌ور شد
زمانْ
تاريخ را تا کرد
زبانِ مقدّس پوشيد
و بَر جوانیِ ما
انقلاب باريد
آن گاه که امپراتور
در تبعيد
قهرمانی را
از تَن بيرون آورده بود
آشوب
آشوبگر را بلعيد
و نغمه
ننيوشيدن را
ننيوشيده گوشيد

سوزن تَبَر کنی ای مام
مامِ سلام سلام
مامِ امام
محتملاً بگو تمام
پيشانی ِ مُهر ِ نمّام
بشوی با کلام
کلام ِ بی کُنام
بی کام
کلاغ شد
قارقار قارقار
حسنی نگو کار کار
از غار
خبر خطر شد
خطر به بَر شد
در بَر ِ ما آمد اين ديو دَغا
اين غم
اين ايران من
اين ايران خَم
اين کم
اين هم‌تن
اين من ِ من.
...
پاريس- زمستان ۱۳۸۳


 

نو